روانشناسی در ترید
از سری آموزش های روانشناسی معامله گری
اهمیت روانشناسی در ترید
اگر تجربه معامله در حساب واقعی را داشته باشید ، بدون شک با استرس و اضطراب حین معامله آشنا هستید . شاید خشم پس از انجام معامله را تجربه کرده باشید ؛ شاید پس از یک معامله زیانده ، به دنبال انتقام از بازار یا حتی از خود بودهاید . ممکن است بیصبری باعث شده باشد نتوانید منتظر یک موقعیت بهتر بمانید و بدون برنامه وارد معاملهای شوید ، یا در برخی موقعیتها قدرت تصمیمگیریتان کاهش پیدا کرده باشد . تمام این موارد در نهایت به یک عامل مشترک بازمیگردند: روانشناسی معامله گری . روانشناسی در ترید اهمیت ویژهای دارد و حتی میتوان گفت در هیچ شغلی به این اندازه حیاتی نیست . با یادگیری تکنیکهای روانشناسی معامله گری ، توانایی حفظ آرامش و اتخاذ تصمیمهای منطقی را به دست خواهید آورد . در این مقاله با نحوه عملکرد مغز و اهمیت کنترل احساسات در ترید آشنا میشوید و همچنین راهکارهایی برای مدیریت ذهن و کنترل افکار خود خواهید آموخت .

روانشناسی در ترید
روانشناسی معامله گری چیست؟
روانشناسی معامله گری مجموعهای از احساسات، سوگیریها و واکنشهاست که در فرآیند تصمیمگیری نقش دارند و رفتار ما را هنگام انجام معاملات شکل میدهند. اگر تحلیل تکنیکال را نقشه راه در نظر بگیریم، روانشناسی معاملهگری همان رانندهای است که ما را بر اساس این نقشه به مقصد میرساند . به همین دلیل است که دو تریدر با یک پلن معاملاتی یکسان میتوانند به نتایج کاملاً متفاوتی دست پیدا کنند . در واقع، تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال دانش و ابزار محسوب میشوند، در حالیکه روانشناسی معاملهگری یک مهارت ذهنی و رفتاری است که هر معاملهگر باید آن را در خود پرورش دهد . به گفته مارک داگلاس ، نویسنده کتاب «معاملهگر منضبط» ، ترید تنها ۱۰ درصد استراتژی (تحلیل تکنیکال) و ۹۰ درصد روانشناسی است .
رایج ترین مشکلات روانشناسی برای تریدرها
- ترس از ورود به معامله:
بسیاری از معاملهگران با وجود داشتن پلن معاملاتی مشخص ، به دلیل ترس از ضرر وارد معامله نمیشوند . این افراد هنوز به درک درستی از ماهیت بازار نرسیدهاند و ذهن آنها ضرر را ، که جزء جداییناپذیر بازارهای مالی است ، نپذیرفته است . - ترس از جا ماندن از بازار (FOMO):
این گروه از معاملهگران پیش از دریافت تأییدیههای لازم در پلن معاملاتی خود وارد معامله میشوند ، زیرا نگران حرکت بازار و جا ماندن از فرصت هستند . آنها ترس از دست دادن سود دارند ، در حالی که باید به این باور ذهنی برسند که فرصتهای معاملاتی در بازارهای مالی همواره فراواناند . - طمع برای سود بیشتر:
در بازارهای مالی ، بهویژه بازار فارکس ، محدودیتی برای ورود و خروج از معاملات وجود ندارد و همین ویژگی باعث میشود بسیاری از افراد دچار طمع شوند . هرگاه بیش از توانایی و برنامه خود انتظار سود داشته باشید ، وارد دام طمع شدهاید . این افراد همواره به دنبال سود بیشتر هستند و حتی در زمان سودآوری نیز رضایت ندارند . - انتقام پس از معامله زیانده:
مهمترین دلیل کالمارجین شدن بسیاری از حسابها ، انجام معاملات انتقامی است . معمولاً معاملهگران مبتدی نمیتوانند ضرر را بپذیرند و انتظار دارند در تمامی معاملات سود کنند . این ذهنیت با اصول و قواعد حرفهای این بازار در تضاد است . هر معاملهگر حرفهای میداند که پیروزی در تمام معاملات امکانپذیر نیست . با پذیرش این واقعیت میتوان رفتارهای هیجانی را اصلاح کرد و از تلاش برای انتقام گرفتن از بازار پس از یک ضرر جلوگیری نمود .

مشکلات رایج در تریدرها
مدل ذهنی تریدرهای موفق
مدل ذهنی تریدرهای موفق بیش از آنکه بر پیشبینی بازار تکیه داشته باشد ، بر مدیریت خود و ریسک استوار است . آنها میدانند بازار ذاتاً نامطمئن است ، بنابراین بهجای «درست بودن» ، روی سودآور بودن در بلندمدت تمرکز میکنند . هر معامله فقط یکی از صدها معامله است ، نه فرصتی برای اثبات هوش یا جبران ضرر . تریدر موفق با احتمالات فکر میکند نه قطعیت . او میپذیرد که حتی بهترین ستاپها هم ممکن است شکست بخورند . پس قبل از ورود میزان ریسک را مشخص میکند و به آن پایبند میماند . ترس ، طمع و انتقامگیری در تصمیمهایشان دخالت ندارد چون قوانین معاملاتی از پیش تعریف شدهاند . مدل ذهنی آنها بر انضباط ، صبر و تکرارپذیری بنا شده است . بهجای دنبالکردن سیگنالهای پراکنده ، یک مزیت آماری مشخص (Edge) دارند و بارها آن را اجرا میکنند . در نهایت ، تریدر موفق بازار را کنترل نمیکند ؛ بلکه فقط واکنش خودش به بازار را تحت کنترل دارد .
نحوه عملکرد مغز
در روانشناسی معامله گری درک نحوه عملکرد مغز نقش کلیدی دارد . مغز انسان برای بقا تکامل یافته نه برای تصمیمگیری در محیطهای پرریسک و احتمالاتی مثل بازار . بخش لیمبیک مغز بهویژه آمیگدالا ، مسئول واکنشهای سریع احساسی مثل ترس و طمع است . هنگام نوسان قیمت این بخش فعال میشود و فرد را به فرار ، حمله یا تصمیمهای تکانشی سوق میدهد . در مقابل قشر پیشپیشانی مسئول منطق ، برنامهریزی و کنترل تکانههاست ؛ همان بخشی که برای پایبندی به پلن معاملاتی لازم است . مشکل اینجاست که در شرایط استرس قدرت این بخش کاهش مییابد و مغز احساسی کنترل را به دست میگیرد . تریدرهای حرفهای با ایجاد قوانین از پیشتعریفشده ، ژورنالنویسی و روتینهای ثابت تصمیمگیری را از حالت هیجانی به حالت سیستمی منتقل میکنند . تمرین آگاهی ، کاهش ریسک در هر معامله و تکرار رفتار درست مسیرهای عصبی جدید میسازد و به مغز میآموزد که بازار تهدید نیست ، بلکه یک بازی احتمالاتی قابل مدیریت است .

نحوه عملکرد مغز
تفاوت ذهنیت آماتور و حرفه ای
تفاوت ذهنیت آماتور و حرفهای در معاملهگری ، تفاوت بین هیجانمحوری و سیستممحوری است. تریدر آماتور بهدنبال قطعیت است ؛ میخواهد بداند بازار «حتماً» کجا میرود و هر معامله را آزمونی برای اثبات توانایی خود میبیند . سود باعث اعتمادبهنفس کاذب و ضرر باعث خشم ، ترس یا انتقامگیری میشود . او قوانین را مدام تغییر میدهد و بیشتر به نتیجهی آخرین معامله واکنش نشان میدهد تا به فرآیند . در مقابل تریدر حرفهای با احتمالات فکر میکند . هیچ معاملهای برای او اهمیت احساسی ویژه ندارد . تمرکز اصلیاش روی اجرای درست پلن ، مدیریت ریسک و تکرار مزیت آماری است . ضرر را بخشی طبیعی از سیستم میداند نه نشانهی ناتوانی . حرفهایها بهجای پیشبینی واکنش سنجیده دارند و بهجای هیجان، انضباط. تفاوت اصلی این دو نه در دانش تکنیکال ، بلکه در بلوغ ذهنی و ثبات رفتاری است .
اگر علاقمند به یادگیری مباحث روانشناسی در ترید هستید و قصد رشد در این زمینه را دارید پیشنهاد می کنیم :
1_ از دوره های روانشناسی معامله گری آکادمی آرمین نصیری نصیری استفاده کنید . دوره هایی وجود دارد که بر اساس نیاز می توانید انتخاب کنید .
2_ مقالات مربوط به روانشناسی معامله گری را در پایگاه دانش مطالعه فرمایید .